چطور دانشآموزان را به درس علاقهمند کنیم؟ چطور کاری کنیم بچهها از همان هفتههای اول با کلاس همراه شوند و بهتدریج از درس و مدرسه فاصله نگیرند؟
این سؤال فقط دغدغه معلم نیست. مدیر مدرسه هم باید به آن فکر کند، چون علاقه و مشارکت دانشآموز فقط نتیجه روش تدریس یک معلم نیست؛ تجربهای است که کل مدرسه میسازد.
معمولاً برای جذب دانشآموز توصیههایی مثل «کلاس را شاد کنید»، «از تشویق استفاده کنید» یا «روش تدریس متنوع داشته باشید» مطرح میشود. این توصیهها مفیدند، اما پژوهشهای آموزشی ما را یک قدم عقبتر میبرند:
قبل از اینکه دانشآموز به یک درس علاقهمند شود، باید احساس کند به کلاس و مدرسه تعلق دارد.
این موضوع در هفتههای ابتدایی ورود به یک پایه یا مدرسه جدید اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مطالعات مربوط به گذار تحصیلی، احساس تعلق به مدرسه و رابطه معلم و دانشآموز نشان دادهاند که شروع یک مقطع جدید میتواند دوره حساسی برای مشارکت، پشتکار و تجربه دانشآموز از مدرسه باشد.
پس شاید بهتر باشد در ماه اول فقط نپرسیم:
«چقدر از کتاب جلو رفتیم؟»
بلکه بپرسیم:
«دانشآموز بعد از یک ماه چه برداشتی از بودن در این کلاس دارد؟»
۱. قبل از علاقهمند کردن دانشآموز به درس، او را به کلاس علاقهمند کنید
دانشآموزی را تصور کنید که وارد کلاس جدیدی شده است.
هنوز نام چند نفر از همکلاسیهایش را نمیداند، معلم را نمیشناسد، نمیداند اگر پاسخ اشتباه بدهد چه اتفاقی میافتد و مطمئن نیست از پس درسهای پایه جدید برمیآید یا نه.
در چنین شرایطی انتظار اینکه از همان روز اول شیفته موضوع درس شود، واقعبینانه نیست.
او ابتدا باید به چند سؤال پاسخ بدهد:
آیا در این کلاس پذیرفته میشوم؟
میتوانم سؤال بپرسم؟
اگر اشتباه کنم تحقیر نمیشوم؟
معلم حضور من را میبیند؟
اگر چند جلسه عقب افتادم، راه برگشت دارم؟
پژوهشهای مربوط به School Belonging یا «احساس تعلق به مدرسه» نشان دادهاند این احساس با پیامدهای تحصیلی، انگیزشی، اجتماعی و رفتاری دانشآموزان ارتباط دارد.
اقدام عملی برای معلم
در هفته اول فقط کتاب و تکلیف را معرفی نکنید.
برای شناخت دانشآموزان وقت بگذارید.
نام آنها را یاد بگیرید.
از علایقشان بپرسید.
فرصت مشارکت کوتاه برای همه ایجاد کنید.
و کاری کنید قواعد کلاس قابل پیشبینی باشند.
هدف این نیست که روز اول را به جشن تبدیل کنید.
هدف این است که دانشآموز خیلی زود به این نتیجه برسد:
«من عضو این کلاس هستم.»
۲. دانشآموزان «نامرئی» کلاس را پیدا کنید
در بسیاری از کلاسها چند دانشآموز خیلی زود شناخته میشوند.
دانشآموزان فعال، دانشآموزان بسیار قوی و البته دانشآموزان پرحرف.
اما در همان کلاس ممکن است کودک یا نوجوانی هفتهها بیسروصدا بنشیند و تقریباً هیچ ارتباطی با جریان کلاس نداشته باشد.
او ممکن است:
تکلیفش را انجام دهد،
بینظمی نداشته باشد،
و حتی نمره متوسطی هم بگیرد،
اما هنوز احساس نکند بخشی از کلاس است.
برای جذب دانشآموز لازم نیست همیشه اتفاق هیجانانگیزی طراحی کنیم.
گاهی چند رفتار کوچک مؤثرترند:
اسم او را بدانیم.
نظرش را بپرسیم.
پیشرفتش را ببینیم.
بعد از غیبتش بپرسیم چه اتفاقی افتاده.
یا در فعالیت گروهی مطمئن شویم همیشه آخرین نفری نیست که بدون گروه میماند.
اقدام عملی برای مدیر
در پایان ماه اول، از معلمان بخواهید فقط یک گروه از دانشآموزان را مشخص کنند:
دانشآموزانی که هنوز ارتباط کمی با کلاس دارند.
نه فقط دانشآموزان ضعیف.
دانشآموز تازهوارد، بسیار ساکت، کمحضور یا کممشارکت هم باید دیده شود.
اگر میخواهید این نوع حساسیت به نیازهای دانشآموز فقط به چند معلم خاص محدود نماند، باید آن را وارد برنامه توسعه حرفهای کل تیم کنید. در مقاله چگونه معلمان را توانمند کنیم؟ برنامه عملی مدیر برای ساختن تیم حرفهایتر یک مدل سالانه برای همین کار پیشنهاد کردهایم.
۳. شروع مدرسه را به فهرست بلند «نبایدها» تبدیل نکنید
قانون برای کلاس ضروری است.
دانشآموز باید بداند تأخیر چه پیامدی دارد، تکلیف چه زمانی تحویل داده میشود و حدود رفتار قابل قبول چیست.
اما بین داشتن قانون و شروع رابطه با تهدید تفاوت وجود دارد.
اگر اولین تصویر دانشآموز از مدرسه مجموعهای از این جملهها باشد:
«اگر تکلیف نیاوری...»
«اگر سه بار دیر بیایی...»
«اجازه نداری...»
«ممنوع است...»
ممکن است پیش از شکلگیری رابطه، کلاس را محیطی ببیند که منتظر اشتباه اوست.
پژوهشهای مربوط به انضباط همدلانه نشان دادهاند نوع برخورد معلم با خطا و رفتار نامناسب دانشآموز میتواند بر پیامدهای انضباطی تأثیر بگذارد.
این یعنی قانون را حذف نکنید.
قانون را:
روشن، ثابت، قابل پیشبینی و محترمانه کنید.
بهجای اینکه فقط بگوییم:
«وسط حرف بقیه صحبت نکنید.»
میتوان گفت:
«در این کلاس همه باید فرصت صحبت داشته باشند، پس وقتی یک نفر حرف میزند، بقیه گوش میدهیم.»
قاعده همان است، اما معنای آن عوض شده است.
۴. خیلی زود به دانشآموز فرصت «موفقشدن» بدهید
ارزشیابی تشخیصی ابتدای سال مفید است، اما اگر اولین تجربه جدی دانشآموز از پایه جدید تبدیل به یک شکست سنگین شود، ممکن است پیام ناخواستهای ایجاد کنیم.
هدف ارزشیابی اولیه باید این باشد:
«این دانشآموز برای ادامه یادگیری به چه چیزی نیاز دارد؟»
نه:
«چه کسی قوی و چه کسی ضعیف است؟»
فعالیتهای روزهای ابتدایی را طوری طراحی کنید که دانشآموز علاوه بر اینکه سطح خودش را نشان میدهد، بتواند موفقیتهای کوچک هم تجربه کند.
یک سؤال با سطح آسانتر.
یک فعالیت دونفره.
مرور یک پیشنیاز.
یک تمرین چندمرحلهای.
یا فرصتی برای اصلاح پاسخ.
جذب دانشآموز فقط از مسیر سرگرمی نمیگذرد.
احساس توانستن هم جذاب است.
۵. نگرانی درباره پایه جدید را طبیعی کنید
بسیاری از دانشآموزان هنگام ورود به پایه یا مدرسه جدید با نگرانیهایی روبهرو هستند که ممکن است برای بزرگسالان کوچک به نظر برسند:
اگر دوست پیدا نکنم چه؟
اگر درسها خیلی سخت باشند چه؟
اگر معلم از من سؤال کند و جواب را ندانم چه؟
اگر از بقیه ضعیفتر باشم چه؟
مطالعات مداخلهای درباره ورود دانشآموزان به مقطع جدید نشان دادهاند کمک به دانشآموز برای درک اینکه چنین نگرانیهایی طبیعی و اغلب موقتی هستند، میتواند بر تجربه تحصیلی و رفتاری او اثر مثبت داشته باشد.
معلم لازم نیست جلسه روانشناسی برگزار کند.
گاهی یک جمله کافی است:
«طبیعی است که هنوز به این کلاس عادت نکرده باشید. قرار نیست همهچیز از روز اول راحت باشد.»
این جمله میتواند جلوی یک نتیجهگیری اشتباه را بگیرد:
«چون هنوز راحت نیستم، پس جای من اینجا نیست.»
۶. مشارکت دانشآموزان را به داوطلبهای همیشگی محدود نکنید
گاهی معلم فکر میکند کلاس فعال است چون مرتب سؤال میپرسد.
اما اگر پاسخ بیشتر سؤالها را همان چهار دانشآموز بدهند، بخش بزرگی از کلاس هنوز تماشاگر است.
برای افزایش مشارکت:
گاهی قبل از پاسخ شفاهی از همه بخواهید جوابشان را بنویسند.
فعالیتهای دونفره کوتاه داشته باشید.
گروهها را همیشه به انتخاب خود دانشآموزان واگذار نکنید.
از افراد متفاوت نظر بخواهید.
برای فکرکردن زمان بدهید.
و از ابزارهای ساده بازخورد سریع استفاده کنید.
هدف این نیست که هر دقیقه یک بازی اجرا شود.
هدف این است که یادگیری اتفاقی نباشد که فقط برای چند نفر در کلاس رخ میدهد.
۷. اگر دانشآموز دارد از جریان کلاس خارج میشود، تا پایان ترم صبر نکنید
غیبتهای مکرر، تأخیر، کاهش ناگهانی مشارکت، تحویلندادن تکالیف یا سکوت غیرعادی الزاماً نشانه مشکل جدی نیستند.
اما ارزش بررسی دارند.
بهجای اینکه چند ماه بعد بپرسیم:
«چرا این دانشآموز هیچ انگیزهای ندارد؟»
میتوانیم زودتر بپرسیم:
«چه چیزی تغییر کرده است؟»
گاهی چند جلسه غیبت کافی است تا دانشآموز از درس عقب بماند و بعد بهدلیل همین عقبماندگی مشارکتش کمتر شود.
به همین دلیل مدرسه باید از ابتدای سال برای تداوم آموزش هم برنامه داشته باشد.
اگر دانشآموز نتوانست چند روز در مدرسه حاضر شود، باید بداند محتوای اصلی، تکلیف یا کلاس جبرانی را از چه مسیر ثابتی دنبال کند.
مدرسههایی که از یک سامانه کلاس مجازی مانند کلاسا استفاده میکنند میتوانند همین بستر را از ابتدای سال مشخص کنند تا ارتباط آموزشی فقط به حضور فیزیکی در کلاس وابسته نباشد.
این موضوع برای تعطیلیهای احتمالی مدرسه هم اهمیت پیدا میکند. در مقاله اگر دوباره مدارس مجازی شد چه کنیم؟ چکلیست آمادگی مدرسه یک برنامه عملی برای آمادهسازی این سناریو ارائه کردهایم.
مدیر مدرسه چگونه میتواند روی جذب دانشآموز اثر بگذارد؟
جذب دانشآموز صرفاً وظیفه معلم نیست.
مدیر روی تجربهای که دانشآموز در کلاس، راهرو، حیاط، دفتر مدرسه و حتی روزهای غیبت تجربه میکند اثر دارد.
در پایان ماه اول این سؤالها را بررسی کنید:
کدام دانشآموزان هنوز با محیط ارتباط نگرفتهاند؟
چه کسانی غیبت غیرمعمول دارند؟
در کدام کلاسها مشارکت پایینتر است؟
معلمان تازهکار در چه بخشهایی مشکل دارند؟
خانوادهها مسیر ارتباطی مدرسه را میشناسند؟
اگر مدرسه چند روز غیرحضوری شود، دانشآموز میداند جریان آموزش چگونه ادامه پیدا میکند؟
پاسخ بعضی از این سؤالها به کیفیت معلمان برمیگردد و بعضی دیگر به آمادگی سیستم مدرسه.
به همین دلیل این مقاله فقط یک ضلع از مسئله است.
برای ضلع دوم، برنامه عملی توانمندسازی معلمان در طول سال تحصیلی را بخوانید.
برای ضلع سوم، چکلیست آمادهسازی مدرسه برای آموزش غیرحضوری را ببینید.
۱۰ کار ساده برای ماه اول
نام دانشآموزان را سریع یاد بگیرید.
دانشآموزان کممشارکت را شناسایی کنید.
قوانین را روشن اما محترمانه توضیح دهید.
برای اشتباهکردن فضای امن بسازید.
موفقیتهای کوچک ایجاد کنید.
از ارزشیابی تشخیصی برای برنامهریزی استفاده کنید، نه برچسبزدن.
فعالیتهای مشارکتی کوتاه داشته باشید.
غیبت و کاهش مشارکت را زود بررسی کنید.
مسیر ارتباط خانواده با مدرسه را روشن کنید.
مشخص کنید دانشآموز هنگام غیبت یا تعطیلی چگونه به جریان آموزش برمیگردد.
جمعبندی
وقتی میپرسیم «چگونه دانشآموزان را به درس علاقهمند کنیم؟» ذهنمان سریع سراغ بازی، تشویق و روش تدریس جذاب میرود.
اما قبل از همه اینها، دانشآموز باید احساس کند:
دیده میشود.
میتواند اشتباه کند.
فرصت موفقشدن دارد.
میتواند مشارکت کند.
و اگر برای مدتی از کلاس دور شد، راه برگشتش مشخص است.
ماه اول مدرسه بهتنهایی سرنوشت کل سال را تعیین نمیکند، اما دوره مهمی برای شکلگیری همین تجربههاست.
و شاید بهترین سؤال برای پایان ماه اول این باشد:
«دانشآموزان ما دلیل بیشتری برای برگشتن به کلاس پیدا کردهاند یا دلیل بیشتری برای فاصله گرفتن از آن؟»





